هنوز کامل نیست ولی حسش نیست

درک متقابل یعنی چی و چه وقتی به دست میاد ؟ 

اگه تعریفمون از درک متقابل این باشه که طرف مقابلمون رو به طور کامل بشناسیم و بدونیم در چه موقعیتی چه تصمیمی خواهد گرفت یا در چه موقعیتی چه احساسی خواهد داشت یا اینکه چطور باید رفتار کنیم تا طرفین ناراحت نشوند و بعضی خصوصیت هایی فردی مربوط به یکدیگر و کلی چیزهایی شخصی و خصوصی دیگر ، بدون شک نتیجه میگیریم که درک متقابل از دور ایجاد نمیشود یعنی اینکه اگه من بخوام شما رو درک کنم و شما هم بخواهین منو درک کنین باید از نزدیک ارتباط داشته باشیم تا این اتفاق بیافته و این ارتباط در خیلی از موارد اتفاق نمی تونه بیافته ولی خب برای زندگی مشترک چی ؟ اگه یه دختر و پسری ادعا کنند که از همدیگه خوششون اومده ، آیا شناخت و درک اینها چیزی جز ظواهر میتونه باشه ؟ چطور یه دختر و پسر میتونن ادعا کنن که همدگیرو خوب میشناسن یا بهتر بگیم از همدیگر درک مشترکی دارن !  در نگاهی عمیق این امر غیر ممکن به نظر میاد ولی چیزی است که اتفاق افتاده و این روزها خیلی ها ادعای درک متقابل دارند  . 

این درک ها و شناخت های متقابل کمک زیادی میتونه بکنه برای داشتن یک زندگی مشترک خوب یا حتی برای دوام یک زندگی معمولی ! ولی با این همه شناختی که این روزها دخترها و پسرها از طریق روابط نامشروع دارند آمار ازدواج و طلاق چیز دیگری نشان میدهد . اگر دخترها و پسرها با شناخت ازدواج میکنن چرا زندگی شان ختم به خیر نمیشود ؟ آیا رابطشون برای شناخت کافی نبود یا اینکه مثل همیشه هدف وسیله را توجیه نمیکند و چون تشکیل این رابطه مشکل داشت این زندگی ها به طلاق ختم میشوند ؟ 

برای بررسی این مورد ساعت ها حرف دارم که باید در موردشون حرف بزنیم و فکر کنیم و تحلیل کنیم تا یه جایی برسیم ولی تا بحال به این نتیجه رسیدم که بهترین روش همسر گزینی پیشنهاد والدین و انتخاب جوانان است . یعنی والدین برن خانواده ی دختر یا پسر رو بشناسن و تحقیق کنند ببینند این دو جوان میتونن باهم زندی کنند یا نه بعدش با پسر یا دختر در میان بگذارند و دست دختر یا پسر را در انتخاب آزاد بگذارند تا از موردهایی که خانواده ها هم تراز ( از هر لحاظ ) هستند انتخاب کند . 

هی تو !!!!

 

بی تو هیچ حسی نداره ! 

بی تو !!

 

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم 
و خودم را به غم انگیز ترین درد سپردم 

تو که رفتی و رمیدی و گذشتی و رسیدی 
من به جز حسرت و اندوه ولی سهم نبردم 

و دلت بود از این هجرت پر درد خبردار 
مرگ بادم که فریب تو و لبخند تو خوردم 

وعده کردی که مرا خسته و تنها نرهانی 
من ولی تا صدمین روز به یاد تو شمردم 

باز میگویم و میگویمت ای مرغ مهاجر 
بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم

حس من

حس عجیبی است حس دلتنگی

عجیب تر خیال قدم زدن کنار هم است

و عجیب تر زندگی در خیال هم است

تو پیدایی و پنهانی با  منی 

به هر گوشه رو کردم و دیدمت

من از شیشه عطری که آوردی

من از شبنم و بوی باد شنیدم تو را

یه عمره من با خیال تو زندگی میکنم

ولی سهم دستام ...

 

هی تو !!!!

 

هر چه زدم بی تو دلم وا نشد
جز تو کســی باب دل ما نشد
هر چه پرسـتو شدم و پر زدم
هم نفســی مثل تــو پیــدا نشد

حالم خوب است

خدایا ! زبانم قاصر است از بیان نعمت هایت . جسمم ناتوان است برای سجده های شکر برای نعمت هایت . این همه محبت و بزرگواری و بخشش را فقط از تو میتوان انتظار داشت و این همه جفا و بد عهدی را فقط از من میتوان انتظار داشت . صبح تا شب مغرورانه غرق گناهم و بی آنکه دمی از نظرم بگذرد که عالم محضر خداست ، بی آنکه لحظه ای امامم را حی و حاضر بر سر اعمالم ببینم و بدانم که او دارد نگاهم میکند و من باید در خدمت او باشم نه در خدمت شیطان . اما افسوس و صد افسوس که آنقدر غرق گناه و خودبینی هستم که هدف از خلقتم را فراموش کرده ام و در روزمرگی هایم چنان غرق شده ام که حتی نماز هم تکراری شده مثل کارهای تکراری یک حیوان غیر ناطق  . برنامه ای که حیوان بی اراده و بی اختیار هم همانها را انجام میدهد . 

خدایا ! مرا یاری کن تا انسان باشم . انسانی که اشرف مخلوقات است و مخلوقی بالاتر از آن نداری . کمکم کن تا بنده ی شایسته ای برای تو باشم و فارغ از خوی حیوانی به فکر انسانیت باشم و بعدی از من را رشد بده که مرا به تو و پیغمبرت و امامان معصومت نزدیک کند و مرا از هر ابلیس و هر کار ابلیسی در امان نگه دار . 

خدایا ! اگر چیزی ازت خواستم بهم نده مگر اینکه صلاح و خیرم در آن باشد چرا که تو به صلاح و خیر ما آگاه تر هستی و کسی از تو آگاه تر نیست . 

خدایا ! به ما صبر و شکیبایی در اطاعت از دستوراتت عنایت فرما و ما را از در رحمت خود دست خالی برنگردان . 

 

پی نوشت :

روز تولد انسان روز مهمی نیست چرا که یک روزی است معمولی مثل بقیه روزها ولی روزی که میدانم کیستم و در کجایم و کجا میروم و هدفم از زندگی چیست روز خیلی مهمی است چرا که فهمیده ام ! . خدا کمک  کن بفهمم و روز فهمیدنم را حتما جشن خواهم گرفت . 

در جواب تبریک به مناسبت روز تولدم از کسی تشکر نمیکنم چرا که نمیخواهم به مناسبت تولدم تبریک بشنوم میخواهم بخاطر فهمیدنم ،  بودنم ، دوست داشتنم تبریک بشنوم .

 

ممنون که هستی 

 

اندکی بعد از پی نوشت :

حال دلم خوب است ! تو باور نکن ! 

 

تکیه گاه حضرت ابولفضل

حالم خوبه !
پی نوشت : شما باور نکن . 



بعد از پی نوشت : بعضی وقتها هست که میدونی دردت چیه و خیلی ساده میتونی درمانش کنی ولی بعضی وقتها مثل امروز که گذشت صبح تا شب در انتظار کشف دردت تلاش میکنی و الان که نصف شب گذشته دردت و را پیدا میکنی جالب اینکه همه ی دردها درمان هم پیش شون هست فقط باید بتونی ببینی ، بتونی بفهمی . 

 

بعد از بعد از پی نوشت : 

وقتهایی که دلم امام رضا میخواد خدا یه جوری جور میکنه ومسیر رو میندازه سمت مشهد که نمیشه باور کرد از کجا اومد و چطوری شد ! 

بعضی وقتها خستگی راه اونقدر برام سخته که حتی جرات در خواست زیارت از خدا ندارم مثل همین الان با اینکه خیلی به زیارت نیاز دارم ولی ترس از خستگی و سختی های راه منو از این درخواست از خدا غافل کرده ! وای به حال من ! ولی خب خدا اونقدر عزیز و مهربونه که میگه خب نمیتونی بری مشهد تو شهر خودتون یا نزدیکی های شهرتون امام زاده هایی هست که میتونی بری و اونا رو واسط قرار بدی و این روزها بیشتر باید به امام زاده های اطرافمان سر بزنیم تا بتونیم به واسطه ی مقام عالی این بزرگواران به خدا نزدیک تر شویم . 

خیلی بعد از پی نوشت :

بعضی از فامیل ها هستند که با افتخار بهشون سر میزنیم یا  اینکه چون مقام و مسئولیتی دارند از بقیه ی فامیل ها عزیز ترند یا اینکه فامیل هایی که وضعشون خوبه رو بهشون بیشتر سر میزنیم و بعضا ژست صله ی رحم هم میگیریم و یه منت هم سر خدا میزاریم غافل از اینکه صله ی رحم یعنی ملاقات دوستان و آشنایانی که رابطمون باهاشون کمتره یا احیانا خدای ناکرده قطع ارتباط کردیم . اگه برای ملاقات این نوع از فامیل ها رفتیم میتونیم بگیم صله ی رحم مگر نه فامیلی که همیشه جوجه کباب سرو میکنه که همه بهشون سر میزنن . 

نتیجه ی همه ی پی نوشت ها و آسمون ریسمان بافتن ها :

فردا میریم ابلفضل اوجاقی ( فک کنم فارسیش میشه تکیه گاه حضرت ابولفضل ) چند تیر را با یک نشان خدا واسم زده و قراره صبح تا شب فردام به ثواب بگذره ، قربون این خدا بشم من ، 

یک اینکه قراره زحمت راه متحمل بشم تا برسم مقصد 

دو اینکه زیارت و نیت حضرت ابولفضل

سه قربانی کردن 

چهار بودن با دوستان و آشنایانی که بخاطر مشکلات کاری یه مدتی هست که رابطه ها کم رنگ هستند 

پنجم و ششم و هفتم هم دارد که بین من و خدامه .

یا علی

التماس دعا

روز دختر یعنی چی چی ؟

این روز دختر چیز خیلی خوبیه ها ولی آدم نمیدونه باید کادو بخره یا نه 

آخه اگه روز دختر داریم پس چرا روز پسر نداریم

اگه باید بخریم حتما باید مقابلش روز پسر طراحی کنیم

تگه هم نه که چرا بعضیا ژست طلبکاری گرفتن 

 

 

ولی خب میلاد حضرت معصومه است  و به خاطر این ولادت بزرگ روز دختر رو اول به خواهر خودم بعد به تمام دختران تبریک میگم . 

ان شاء الله زندگی تون به برکت حضرت معصومه پر خیر و برکت باشد .

از کاندیداتوری تا باغ نشینی

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش دوران انتخابات مجلس شورای اسلامی بود ، کاندیداهایی از هر جناح و حزب با کاندیداتوری اعلام حضور کردند و بیان کردند که دغدغه ی اصلاح وضعیت فرهنگی شهر بودند و از هر تریبونی که میشد از جلسه ی ختم قرآن خانم ها تا جلسات سیاسی شهر اعلام میکردند که نگران این وضعیت هستند و برای اصلاح آمده اند و آن روز همه ی ما باور کرده بودیم که اینها چقدر دغدغه دارند و چه آدم های دلسوزی هستند ولی امروز بعد از گذشت چند ماه از انتخابات که نماینده ی منتخب هم راهی مجلسی شده این آقایان رفته اند و خانه نشین شده اند و یا بعضا باغ نشین و بعضا کاخ نشین و دیگر به این افراد نه دسترسی داریم که دردهایمان را بگوییم و نه آنها یهویی در جلسات ختم قرآن و یا محافل فرهنگی و سیاسی مان حاضر میشوند یا نه حتی حرکتی از آنها در جهت رفع مشکلات فرهنگی و سیاسی شهرمان شاهد هستیم . آیا این شبهه ایجاد نمیشود که این دوستان آمده بودند تا صاحب قدرت شوند نه صاحب خدمت !!!!! . 

جمله ای از شهید مظلوم دکتر بهشتی همیشه در خاطرم متجلی است که " ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت " و از این جمله آنرا میفهمم که برای خدمت رسانی به مظلومین جامعه و تلاش برای اصلاح جامعه شیفتگان خدمت میخواهد نه تشنگان قدرتی که چون به قدرت نرسیده اند از فضای شهر فاصله گرفته اند و در باغ ها و یا کاخ هایشان مشغول گذراندن عمرند . 

وقتی انتخابات ریاست جمهوری سال 92 تمام شد و کاندیدایی که در خدمتشان بودیم رای نیاورد در روز بعد از اعلام نتایج در میان جمع هواداران حاضر شد و بیان کرد که ما وظیفه ی خود را انجام دادیم و کاری که باید انجام میدادیم ارائه ی یک الگوی مناسب برای تبلیغات در مقابل تبلیغات بعضا نامشروع و پر هیاهو بود و این کار را به خوبی انجام دادیم و درست برای انجام کارهای بزرگ تر به قدرت نیازمندیم و آنها برای آنکه دستورات خداوند را در روی زمین به انجام برسانیم ولی اگر به قدرت هم نرسیدیم تکلیف از ما ساقط نشده است و تا آخرین لحظه باید مبارزه کرد و تلاش کرد تا آرمانهای حکومت اسلامی محقق شود . 

و هم اکنون انتظاری که از دوستانی که اعلام کاندیداتوری کرده بودند و نظام این فرصت را به آنها داد تا تریبون داشته باشند و حرف هایشان را بگویند ، دغدغه هایشان را مطرح کنند و توانستند مشکلات و معظلات را شناسای کنند انتظار داریم وارد میدان شوند و در پاسخ به مشکلات و موانع تلاش کنند تا ان شاء الله بتوانیم با یاری همدیگر و کمک گرفتن از خداوند متعال دردی از دردهای مردم را دوا کرده و دل دوستداران نظام و انقلاب را خوشحال کنیم. 

 

 

من الله توفیق

 

1404

چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی



چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی

با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی شده و
مدبرانه‌ای جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشم‌انداز
بیست‌ساله:



┌─────────────────────────────────────┐
│ ایران کشوری است توسعه یافته با │
│ جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری │
│ در سطح منطقه، با هویت اسلامی و │
│ انقلابی ، الهام بخش در جهان اسلام و │
│ با تعامل سازنده و موثر در روابط بین │
│ الملل │
└─────────────────────────────────────┘

جامعه‌ی ایرانی در افق این چشم‌انداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت:

· توسعه‌یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود و متکی بر اصول
اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی با تأکید بر: مردم‌سالاری دینی، عدالت
اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و
قضایی.

· ‎ برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر
منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی.

· ‎ امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه‌جانبه و پیوستگی
مردم و حکومت.

· برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع
مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط
زیست مطلوب.

· فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان‌کاری، انضباط
روحیه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران
و مفتخر به ایرانی بودن.

· دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسیای جنوب غربی
(شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش
نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه
و رسیدن به اشتغال کامل.

· الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی، توسعه‌ی
کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی
اسلامی و منطقه‌ای براساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی (ره).

· ‎ دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.

ملاحظه: در تهیه، تدوین و تصویب برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه، این نکته
مورد توجه قرار گیرد که: شاخصهای کمّی کلان آنها از قبیل: نرخ سرمایه‌گذاری، درآمد
سرانه، تولید ناخالص ملی، نرخ اشتغال و تورم، کاهش فاصله درآمد میان دهک‌های بالا
و پایین جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و تواناییهای دفاعی و امنیتی، باید
متناسب با سیاستهای توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظیم و تعیین گردد و این
سیاستها و هدفها به صورت کامل مراعات شود.

تنهایی

La solitude n'a pas de pieds
Sinon elle aussi, elle partirait!

تنهایی پا ندارد، وگرنه او نیز می رفت!

مردمی بودن

یکی که شنیده بود قراره سال بعد واسه شورای اسلامی شهر کاندیدا بشم بهم میگه تو نمیتونی شورای خوبی باشی 
پرسیدم چرا؟

گفت که تو مردمی نیستی....

منم یه فکری کردم و گفتم :

من خود مردمم یعنی یکی مثل بقیه دارم زندگی میکنم ، کار میکنم ، درس میخونم ، بی خوابی میکشم ، سختی میکشم ، آسونی ها رو میبینم ، لذت میبرم  و .... و اینکه برای مردمی باشیم باید قبلش مسئول باشیم تا بتونیم مردمی باشیم . 

 

معیار

اگه معیار انتخاب زیبایی و چشم زیبا و ابرو ی قشنگ و قد بلند و زنگ موی مشکی و صورت این مدلی بینی کلاغی و غیره باشد اگه بعد از یک ماه در اثر یک حادثه اینها نبودند چیکار میکنیم ؟
زندگی قرار نیست برایمان معجزه ای جدید بیاورد همین لحظه که نفس میکشیم معجزه است و اولا باید قدرش را بدانیم ثانیا شکرش را به جای بیاوریم . 

پی نوشت : 

منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

یعنی فقط اگر بخواهیم نعمت نفس کشیدن و آزاد شدن نفس خدا را شکر کنیم و سجده مصداقی برای شکر باشد هر لحظه باید در سجده باشیم .

 

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر نهاده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده. عصاره نالی به قدرت او شهد فایق گشته و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به حسرت نخوری


همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

 

شرط انصاف نیست به جای پرسیدن خدایی که همین نزدیکی هاست دلبسته ی ظواهری ناچیز و بی ارزش از دنیا شویم .

 

 

 

محرم و نا محرم

بعضی وقتها چه آسون از یاد میبریم که ارتباط با نامحرم در فضای مجازی هم ارتباط با نامحرم است.