عید غدیر خم مبارک


دیشب آمد به خواب من بابا
دیدمش ناگران و بی تاب است
بغض کردم چو ساحل اروند
اینکه دیدار ما فقط خواب است
گفت گویم به مردم ایران
نبرید اسم و جاه ِ ما از یاد
پنجِ بَعلاوِیک چه گفت آن شب؟
سازمان ملل چه حکمی داد؟
نسل امروز اگر نداند این
ما همه یارِ خسته ای هستیم
نسل فردا دگر چه میداند؟
ما شهیدان هسته ای هستیم!
آرمیتاجان بخواب لالایی
دخترم در پناه قرآن باش
به تو گویم،که بشنود(آنان)
رهرو راهِ این شهیدان باش
(بهلول حبیبی زنجانی)
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قسم و از دام جهان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
یشتر زانکه چو گردی زمیان برخیزم
تو جاده که هستی هیچ وقت به اورژانس نمیرسی همیشه نوشته 115 کیلومتر باهاش فاصله داری
count your blessings
پیشرفت باید قدم به قدم باشد ولی باید شکل ایده آلی از آنچه باید انجام شود را همیشه در ذهن داشته باشیم و به سمت ایده آل در حرکت باشیم.
وقتی هم جالتر شد که در حالی که داشتم به کارتم نگاه میکردم یه هو سرم را چرخواندم و دیدم یک بازیگری در تلویزیون به سپر جلو ماشین تکیه داده و تنها عددی که از پلاک ماشینش دیده میشه 37 هستش.
ادامه دارد....
مثلا قوانین راهنامایی و رانندگی برای حفظ جان انسانها
قانون اساسی برای قانون مند بودن و تعالی انسانها
قانون هایی هم هستند مثل قوانین رایج در آموزشگاه که مثلا نوشته ایم بیش تر از سه جلسه غیبت موجب حذف زبان آموز از کلاس خواهد بود و در اینجا دقیقا منظورمون اینه که اگه غیبت کرد به ضرر خودشه و از مطالب عقب میمونه و از یادگیری زبان مایوس میشه
یا مثلا در دانشگاه هم این قانون رو داریم که نباید از سه یا چهار جلسه بیشتر غیبت کنی
و قانون هایی این مدلی
که همه برای حفظ هستند نه برای حذف
پس به قوانین احترام بگذاریم.
حرف هایی هست برای شنیدن
حرف هایی که دنبال گوشی هستند که لایق شنیدن باشند هستند
حرف هایی که اگر گوشی شنوا و محرم نباشد حرف هایم سر به تنزل گفتن فرو نمی آورند
حرفاهایی که از آسمان هستند و برای آسمان
حرف هایی که گفته نمی شنوند مگر اینکه او باشد که بشوند
اویی که قرار است باشد
اویی که بودنش آرام بخش دلم است
پروردگارا در این ظلمت جهل و سنگدلی
مرهم غم هایم باش و تکیه گاه افکارم
سیراب کن مرا از عشق بی انتهایت
سنگ صبور گفته هایم تویی پناهگاه دل خستگی هایم تویی
سرپناه تنهایی تویی مملو کن مرا از روح بی کرانت
گاهی اوقات اونقدر سختی های زندگی عصبی ام می کنه که یه دفعه
به سیم اخر می زنم
تو اون لحظه احساسا می کنم هیچ کس نیست باهاش صحبت کنم
درد دل کنم سفره ی دلم رو براش باز کنم .....
اما درست در همون لحظه که از همه جا و همه کس نا امید شده ام ....
یه حس غریبی در من بیدار می شه .....
احساس می کنم دارم اروم می گیرم هر چه بیش تر به تو فکر می کنم
اون احساس بدی که چند لحظه قبل از زندگی داشتم
کمرنگ و کمرنگ تر می شه ......
حس می کنم که یه کسی هست که داره به حرفام گوش می ده ....
و برای حرفام احترام قائله .....
من فقط گلایه می کنم ..... از زمین و زمان شکوه و شکایت دارم
و تو اروم و صبور و ساکت فقط گوش می دی ......
درست مثل یه سنگ صبور ....
اما تو با تموم سنگ صبورای دنیا یه فرق بزرگ داری ....
اونم اینه که فقط گوش می کنی
اما نصیحت نمی کنی
اما نه ... درست نیست اینجوری بگم....
اره ....... گویی با همون سکوتت داری نصیحتم می کنی ....
نصیحتی که بیش از هر نصیحت گفتاری این دنیا ارزش داره ....
و من با همون پند بی کلامت کم کم اروم می شم ....
اروم و اروم تر....
و سر انجام به لحظه ای می رسم
که یادم می ره اصلا برای چی گریه می کردم ....
و این اخر ارامشه .......
ارامشی که با یاد تو بهش می رسم ....
خدایا :
عاشق این جور نصیحت کردنتم ....
Sonnet 116:
Let me not to the marriage of true minds
Let me not to the marriage of true minds
Admit impediments. Love is not love
Which alters when it alteration finds,
Or bends with the remover to remove.
O no, it is an ever-fix mark
That looks on tempests and is never shaken;
It is the star to every wand'ring bark,
Whose worth's unknown, although his height be taken.
Love's not Time's fool, though rosy lips and cheeks
Within his bending sickle's compass come;
Love alters not with his brief hours and weeks,
But bears it out even to the edge of doom.
If this be error and upon me proved,
I never writ, nor no man ever loved.
William Shakespeare
Sonnet 116
نگو که در پیوند ِ روحهای ِ راستین هم خللی راه مییابد.
عشقی که هنگامهی ِ پیدایش ِ بی ثباتی تغییر میپذیرد
یا با بی قراری ِ شخص به راه ِ انحرافی کشیده میشود
اصلاً عشق نیست.
واه ! نه ، عشق نشانهای همیشه باقی ست؛
به دل طوفانها می رود و هرگز به خود نمیلرزد؛
و برای هر کشتی ِ سرگردان ستارهی ِ راهنماست.
اما قدرش را نمیدانند ،
گر چه که به عرش ِ عشق هم برسند
عشق بازیچهیِ زمان نیست .
حتا اگر لبها و گونههای ِ سرخ
در دایرهی ِداسِ زمان نابود شوند ،
عشق با گذشت روزها و هفتههای کوتاه تغییر نمیپذیرد،
بلکه تا روز ِرستاخیز باقی میماند .
اگر این حرف اشتباهست و خلاف آن اثبات گشته
نه من شعری گفتهام،
نه هرگز کسی عاشق شده .
طرح مطالعاتی شهید مطهری
قابل توجه دوستان گرامی
طرحی با عنوان طرح مطالعاتی کتب شهید عالم و فاضل مرتضی مطهری آغاز شده است و در حال حاضر در چهارمین کتاب از سری مطالعاتی هستیم ، دوستانی که مایلند در طرح شرکت کنند با هماهنگی قبلی با بنده یا آقای سجاد صادقی میتوانید در طرح شرکت کنید.
تذکرات:
1-کلاسها بحث محور بوده و دوستان قبل از شرکت در کلاس باید مطالعه ای در مورد بحث مورد نظر داشته باشد.
2- کلاسها با مربی گری استاد معلم آقای محسن داوری دانش آموخته و مدرس دانشگاه امام صادق علیه السلام میباشد.
3- کتابهایی که تا به امروز مطالعه و بحث شده اند : 15 گفتار ، آزادی معنوی ، جاذبه و دافعه علی علیه السلام میباشد و کتابی که در حال حاضر در حال مورد بحث است سیری در سیره ی پیامبر اکرم است.
4- کلاس بحث جمعه ها ساعت 11 در محل مهد قرآن کریم جنب حوزه ی یک شهری تشکیل میشود.