بسم الله الرحمن الرحیم

نیاز به یک تسویه حساب

همیشه اسم تسویه حساب جذاب و شیرینه مخصوصا اگه یکی بهت بدهی گنده ای داشته باشه هی به فکر اینی که طرف حسابشو تسویه کنه و تو هم خرج داری زندگی داری ولی اگه طرف حسابت خدا باشه چی ؟  ! یعنی یه حساب و کتابی بین خدا و خودت داشته باشی. خدا که الطاف بی نهایتش هر روز و در هر لحظه برامون جاری میشه و اگه چشممون باز باشه و روزنه ی قلبهامون رو به روی خدا نبسته باشیم میتونیم بهتر متوجه داستان بشیم ولی بعضی وقت ها هست که اونقدر پر رو شدیم که علاوه بر دیدن الطاف خدا بازم میریم طرف شیطان اینجا جاییه که دیگه خط قرمزه و هر طور شده باید جلومون گرفتعه بشه بعضی وقتها حکومت این وظیفه رو تقبل میکنه و ما رو از جهنم رفتن باز میداره بعضی وقتها این نقش رو یک عالم دینی بعضی وقتها پدر و مادر بعضی وقتها یک دوست و بعضی وقتها خدا خودش وارد کار میشه و مثلا یه اخم کوچیک میکنه تا بفهمی که دنیا دست کیه یا یه نشونه هایی قرار میده واست که حالی بشی نباید مسیرتو کج کنی ولی خب انسان همواره ناشکر و ناسپاسه و کفران نعمت میکنه و مراحل بعد از اون مراتبی داره که مثلا اگه خدا از قبل روت سرمایه گذاری کرده و دوستت داره نمیزاره از راه درست منحرف شی و آغوشش رو برات باز میکنه و با مهربونی خطابت میکنه ای بنده ی من آدم باش ! و بعضی ها حتما باید سرشون بخوره به سنگ و برگردن پیش خدا و بعضی ها هم بیشتر طول میکشه و بعضی ها خیلی بیشتر ولی نهایتا همه مبان پیش خدا ، حالا یکی زودتر یکی دیرتر . کاش که راه بی راهه نریم و اگه رفتیم از اونهایی باشیم که زود خدا جونمون دستمون رو بگیره و بکشه طرف خودش بگه همه چی را برای تو آفریدم تو را برای خودم ، حق نداری بری جای دیگه ! و ما هم یه گریه ای از ته دل بکنیم و توبه  ای از سر جان تا بپذیرد که آدم باشیم و برای او باشیم. 

 

پی نوشت : 

دوستان به دعاتون نیاز مندم .