این همه ترانه برای که؟ 

این همه دلتنگی برای که ؟ 

کاش هنوز غرق در همون حس بچگی بودم و بزرگ تر نمیشدم 

بزرگ تر که شدم 

عشق و هوس را در هم آمیختم 

جای عشق را هوس گرفت 

به خاطر هوس از عشق مایه گذاشتم 

به خاطر هوس عشق را زیر پا گذاشتم 

اما امروز دلم برای عشق تنگ است 

ولی عشق را نمی یابم 

ای عشق کجایی 

کاش مثل گذشته میتوانستم داد بزنم 

ای عشق مرا فریاد کن 

ولی حیف که دیگر نمی توانم  

چون قدرش را ندانستم 

اکنون باید زانو در بغل همین کنج بنشینم 

گریه کنم و گریه کنم 

نه به خاطر عشق 

هنوز زود است 

برای رهایی از هوس 

برای رهایی از نا پاکی 

برای رسیدن به پاکی 

ذکر زیر لبم  

استغفرالله ربی و اتوبه الیه 

تا پاک شوم 

پی نوشت : 

در پی عشق نخواهم گشت  

از هوس هم توبه کردم 

دیگر به چشمان هیچ کس خیره نخواهم شد 

منتظر کسی هم نیستم 

تا پاک شوم تا خاک شوم 

بعد از پی نوشت : 

بی عشق زندگی محال است 

بی عشق چگونه میشود نفس کشید 

بی عشق برای که ترانه بخوانم؟ 

بی عشق برای که زندگی کنم؟ 

همان به که بمیرم . 

.....