» هفته دفاع مقدس گرامي
» Formalism in art
» یه روز یه ترکه و یه لره و کرده ...
» زبان کنکور
» عهد و عاشق...
» How Brain Finds What It's Looking For
» دعام کنید
» نمی دونم همسرم قراره چطوری منو تحمل کنه.
» آرزویم
» فال این روزهایم
درباره ما

بسم الله الرحمن الرحیم
به امید خدا سعی میشود در این وبلاگ به طور مختصر و در حد نیاز دانشجویان دوره ی کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی مطلب نوشته شود.لازم به ذکر است که اشعار کتاب درسی که با ترجمه و نکات ضروری آورده میشود ترجمه ی اینجانب میباشد(در ورقه ی امتحانی مواظب باشید) با این نکته که در این مسیر اساتید گروه زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه از جمله استاد مهدی پور و استاد درزی نژاد عوامل اصلی علاقه مند شدن بنده به ادبیات انگلیسی میباشند.
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خوشنود باشی و من رستگار.

زمان میگذرد و من ....

نظرات ارائه شده در زمینه ی آموزش زبان انگلیسی تجارب شخصی اینجانب هستند ..

این هم قشنگ ترین و پرخاطره ترین شعری که دلم را مجذوب خود کرده است و یک همزاد پنداری بین خود و شاعر این شعر احساس میکنم ، شاید هم او از دل من خبر داشته و این شعر را نوشته ، به هر حال عاشق این شعرم.

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم



در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم



ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام



یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن



با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم



تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم



یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم



رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی از آن كوچه گذر هم





بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم


زمانی که وبلاگ رو ایجاد کردم قرار بر آن بود که تحقیقاتم در زمینه ی ادبیات انگلیسی رو اینجا منتشر کنم تا مورد استفاده ی دوستان علاقه مند گیرد بعدها با شروع به تدریس و ایجاد فاصله بین من و ادبیات انگلیسی دیگر نتوانستم در زمینه ی ادبیات مطالعات شاهکاری داشته باشم که ارزش نشر در وبلاگ داشته باشند هم اکنون بیشتر در خودم و افکار خودم و نوشته های خودم و تجارب شخصی خودم در زمینه ی زندگی و تدریس مغروقم و با امید به آینده ای درخشان تر در حال تلاشم . دعایم کنید.
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

فال انبیا

پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
هفته دفاع مقدس گرامي
+ نویسنده توحید محمدزاده در دوشنبه هفتم مهر 1393 |

سلام دوستان

اونقدر دلم تنگه و حالم خراب كه قادر به توصيفش نيستم. چند وقتيه دوستام هم ميگن كه چرا اين قدر افسرده شدي؟ خودم احساس افسردگي نمي كنم ولي دلم پر از گريه است . نمي دونم چه بهانه اي براي گريه كردن پيدا كنم! شايد اگر الان برايم ممكن بود ميرفتم يه جاي دور نمي دونم شايد مي رفتم آمريكا ولي آمريكا رو نديده ام كه چطوري مطمئن شم آرومم خواهد كرد ولي كربلاي ايران را ديده ام پس ميرفتم شلمچه و طلائيه جايي كه مطمئم گوشه اي از بهشته .

ولي خب الان كه توان رفتن ندارم چيكار كنم ؟

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

يا حسين كه مي گويم دلم آرام ميگيرد. تا محرم چند روز مونده؟ دلم هواي محرم كرده دلم ميخواد سينه بزنم و يا حسين بگم .

نمي دانم با چه رويي از خدا بخواهم كه برايم كربلا قسمت كند . من كه آبرويي ندارم شما برايم دعا كنيد.

 

راستي اون عكاسي كه تو شلمچه سه سال پيش ازمون عكس ميگرفت كجاست؟

نگاهي به عكس ها هم آرومم ميكنه.

واسه امام رضا هم دلم تنگه . اصلا دلم تنگه چيزا و كسا و جاهاييه كه منو از دل مشغولي هاي اين عالم جدا مي كنند . قبلا يه چيز ديگه هم بود كه خيلي زياد آرومم مي كرد الان تكرار شده واسم و اين خيلي بده.

نمي دانم با چه رويي از خدا زيارت بخواهم . شما دعايم كنيد.



برچسب‌ها: الله, ريارت, كربلا, مشهد
Formalism in art
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه ششم مهر 1393 |

Formalism (art)

In art history, formalism is the study of art by analyzing and comparing form and style—the way objects are made and their purely visual aspects. In painting formalism emphasizes compositional elements such as color, line, shape and texture rather than iconography or the historical and social context. At its extreme, formalism in art history posits that everything necessary to comprehending a work of art is contained within the work of art. The context for the work, including the reason for its creation, the historical background, and the life of the artist, is considered to be of secondary importance. In archaeology, where it tends to be called morphology, the study and comparison of form remains an essential method of identifying objects



برچسب‌ها: formalisim, school of thought
یه روز یه ترکه و یه لره و کرده ...
+ نویسنده توحید محمدزاده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 |

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺗﺮﮐﻪ ... ﻧﻪ ! 

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺭﺷﺘﯿﻪ ... ﻧﻪ ! 

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ... ﻧﻪ ! 

 

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ...

 

 

 

ﺍﺻﻼ  ﻭﻟﺶ ﮐﻦ !

 

ﺑذﺍﺭ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﮕﻢ !

 

 یه روز یه ترکـــه..

 

میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه

 

یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها 

 

اجازه بده بریم بیاریمش

 

جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن

 

اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق

 

 شد...

 

 

اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری

  

یه روز یه رشتیه ..

 

 ﺍﺳﻤﺶ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺎﻥ ﺑﻮﺩ 

 

ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺠﺎﻉ ﺑﻮﺩ ،

 

ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺘﺎﻧﺶ 

 

ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪﺍﯾﺴﺘﺎﺩ 

 

ﺗﺎ ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺧﺎﮎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﻨﻨﺪ 

 

ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍﯼ ﻣﯿﻬﻦ ﮐﺮﺩ.

 

 ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ.. 

 

ﺍﺳﻤﺶ ﺁﺭﯾﻮ ﺑﺮﺯﻥ ﺑﻮﺩ 

 

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﻭ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ

 

 ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻩ ﮐﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻘﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ 

 

ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﭙﺎﻫﺶ ﮐﺸﺘﻪﺷﺪﻧﺪ 

 

ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺫﺭﻩ ﺧﻮﻧﺶ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖﮐﺮﺩ.

  

یه روز یه اصفهانیه .. 

 

اسمش سید حسن مدرس بود 

 

و با جرات یقه رضا خان قلدر ..نوکر استعمار.. رو گرفت 

 

و گفت میخواهم که تو نباشی 

 

از دادن جان هم دریغ نکرد 

 

و به پاس دفاع از ملت شریفمان در غربت به شهادت رسید 

 

به روان پاک شهیدان مظلوم 

 

دکتر بهشتی ؛ حاج ابراهیم همت ؛ احمد کاظمی و.. صلوات

 

یه روز یه قزوینیه .. 

 

به نام محمد علی رجایی 

 

پشت تریبون سازمان ملل متحد

 

 با نشون دادن اثار شکنجهای ساواک 

 

بر وجود نازینش مظلومیت ملت رنجدیده و انقلابی مارو 

 

به گوش جهانیان رسوند 

 

به یاد

 

علامه دهخدا و پاسداری از زبان پارسی

 

شهید بابایی و پاسداری از تمامیت ارضی

 

 

شهید ابوترابی و 10 سال اسارت و علمداری و ازادگی

 

یه روز یه ابادانیه ..

 

به قامت رشید دختر و پسر و همسر در خون طپیده اش نگاه کرد

 

 و از ویرانی خانه اش نهراسید 

 

و دشمن بعثی رو زمینگیر کرد .

 

من از حسین علم الهدی ؛ محمد جهان ارا و ..

 

همه بچه های خونگرم جنوب شرمنده ام .

 

کلام اخر ...

 

یه روز همه با هم بودیم ..

 

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و کرد 

 

تا اینکه یه عده رمز دوستی مارو کشف کردند 

 

و قفل دوستی مارو شکستند .

 

حالا دیگه ما برای هم جوک میسازیم 

 

و به همدیگه میخندیم و اینجوری شادیم...

 

" ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ ... ﻧﻪ؟ "



برچسب‌ها: الله, اتحاد, شیعی, سنی, لر
زبان کنکور
+ نویسنده توحید محمدزاده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 |



برچسب‌ها: توحيد محمدزاده
عهد و عاشق...
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 |

 

عاشقم، عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان


سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان


با همه زنجیر و بند و حیله و مکر رقیب


خواهم آمد من به کویَت، گر نمیدانی بدان


مشنو از بد گو سخن، من سُست پیمان نیستم


هستم اندر جستجویت، گر نمیدانی بدان...

گر پس از مردن بیائی بر سر بالین من


زنده می گردم به بویت، گر نمی دانی بدان


اینکه دل جای دگر غیر از سر کویت نرفت


بسته آن را تار مویت گر نمی دانی بدان


گر رقیب از غم بمیرد، یا حسرت کورش کند


بوسه خواهم زد به رویت، گر نمیدانی بدان


هیچ می دانی که این لاهوتی آواره کیست؟


عاشق روی نکویت گر نمی دانی بدان


عاشقم عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان


سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان

 

ابوالقاسم لاهوتی

 



برچسب‌ها: ابوالقاسم لاهوتی
How Brain Finds What It's Looking For
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 |

 

How Brain Finds What It's Looking For

 

Despite the barrage of visual information the brain receives, it retains a remarkable ability to focus on important and relevant items. This fall, for example, NFL quarterbacks will be rewarded handsomely for how well they can focus their attention on color and motion -- being able to quickly judge the jersey colors of teammates and opponents and where they're headed is a valuable skill. How the brain accomplishes this feat, however, has been poorly understood.

Now, University of Chicago scientists have identified a brain region that appears central to perceiving the combination of color and motion. They discovered a unique population of neurons that shift in sensitivity toward different colors and directions depending on what is being attended -- the red jersey of a receiver headed toward an end zone, for example. The study, published Sept. 4 in the journal Neuron, sheds light on a fundamental neurological process that is a key step in the biology of attention.

"Most of the objects in any given visual scene are not that important, so how does the brain select or attend to important ones?" said study senior author David Freedman, PhD, associate professor of neurobiology at the University of Chicago. "We've zeroed in on an area of the brain that appears central to this process. It does this in a very flexible way, changing moment by moment depending on what is being looked for."

The visual cortex of the brain possesses multiple, interconnected regions that are responsible for processing different aspects of the raw visual signal gathered by the eyes. Basic information on motion and color are known to route through two such regions, but how the brain combines these streams into something usable for decision-making or other higher-order processes remained unclear.

To investigate this process, Freedman and postdoctoral fellow Guilhem Ibos, PhD, studied the response of individual neurons during a simple task. Monkeys were shown a rapid series of visual images. An initial image showed either a group of red dots moving upwards or yellow dots moving downwards, which served as an instruction for which specific colors and directions were relevant during that trial. The subjects were rewarded when they released a lever when this image later reappeared. Subsequent images were composed of different colors of dots moving in different directions, among which was the initial image.

Dynamic neurons

Freedman and Ibos looked at neurons in the lateral intraparietal area (LIP), a region highly interconnected with brain areas involved in vision, motor control and cognitive functions. As subjects performed the task and looked for a specific combination of color and motion, LIP neurons became highly active. They did not respond, however, when the subjects passively viewed the same images without an accompanying task.

When the team further investigated the responses of LIP neurons, they discovered that the neurons possessed a unique characteristic. Individual neurons shifted their sensitivity to color and direction toward the relevant color and motion features for that trial. When the subject looked for red dots moving upwards, for example, a neuron would respond strongly to directions close to upward motion and to colors close to red. If the task was switched to another color and direction seconds later, that same neuron would be more responsive to the new combination.

"Shifts in feature tuning had been postulated a long time ago by theoretical studies," Ibos said. "This is the first time that neurons in the brain have been shown to shift their selectivity depending on which features are relevant to solve a task."

Freedman and Ibos developed a model for how the LIP brings together both basic color and motion information. Attention likely affects that process through signals from higher-order areas of the brain that affect LIP neuron selectivity. The team believes that this region plays an important role in making sense of basic sensory information, and they are trying to better understand the brain-wide neuronal circuitry involved in this process.

"Our study suggests that this area of the brain brings together information from multiple areas throughout the brain," Freedman said. "It integrates inputs -- visual, motor, cognitive inputs related to memory and decision making -- and represents them in a way that helps solve the task at hand."



برچسب‌ها: brain
دعام کنید
+ نویسنده توحید محمدزاده در شنبه پانزدهم شهریور 1393 |

 

دلم گرفته دعام کنید.

نمی دونم همسرم قراره چطوری منو تحمل کنه.
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه چهاردهم شهریور 1393 |
امروز متوجه شدم که همسر من خیلی باید منو دوست داشته باشه تا بتونه منو تحمل کنه .

بعضی وقتها کارهایی ازم سر میزنه که حتی مادرم که اینقدر دوستم داره از دستم ناراحت میشه مع الوصف زنم باید هم آدم خیلی صبوری باشه هم اونقدر دوستم داشته باشه که در مواجهه با ایرادام و رفتارهای عجیب و غریبم بتونه تحملم کنه.

واقعا خدا کمکش باشه .

از الان دعا میکنم که خدا بهش صبر بده .

کارش خیلی سخته.

یعنی تحمل من خیلی سخته.

بعضی وقتها خودم نمی تونم خودمو تحمل کنم.



برچسب‌ها: الله, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
آرزویم
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه چهاردهم شهریور 1393 |

 

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است

                           دادن سر نه عجب ، داشتن سر عجب است

تن بی سر عجبی نیست رود گر در خاک

                             سر سرباز ره عشق به پیکر عجب است



برچسب‌ها: الله, شهادت, شهید
فال این روزهایم
+ نویسنده توحید محمدزاده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 |

 

دل من در هوس روی تو ای مونس جان

خاک راهیست که در دست نسیم افتادست

سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم

عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست

آن که جز کعبه مقامش بند از یاد لبت

بر در میکده دیدم که مقیم افتادست

حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز 

اتحادیست که در عهد قدیم افتادست



ادامه مطلب

برچسب‌ها: الله, شعر, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
مجتمع آموزشی که خواهیم ساخت
+ نویسنده توحید محمدزاده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 |
 

سلام

خبر خوش به جامعه ی علمی

امروز می خوام یه رازی رو بهتون بگم ،‌ یک آرزوی خیلی بزرگ که برام مثل رویا میمونه ولی مطمئنم که یک روز انجامش خواهم داد . از وقتی شروع کردم در آموزشگاهها تدریس کنم همیشه به سیستم های مدیریتی ، امکانات ، اساتید و خلاصه به همه چیز نقد داشتم و همیشه معتقد بودم که بهتر از این میشه مدیریت کرد و هر کجا هم با مدیریت همکاری کردم موفق بوده اند . حال هم که خودمون در افق دانش مدیریت می کنیم تا آنجا که در وسعمان هست و می توانیم سعی می کنیم بهترین باشیم ولی باز آن الگویی که در حال حاضر در ذهن می پروانم و در آینده به به واقعیت تبدیل خواهم کرد یک مکان ایده آلی است که حتی در سطح کشور هم شاید وجود ندارد و من اولین کسی هستم که آنرا تئوریزه می کنم  . 

توضیحی مختصر در مورد ساختمان و شرایط آموزشگاه می دم و جزئیات در آینده منتشر خواهد شد :

ساختمانی که برای این منظور انتخاب کرده ایم در خیابان امام تقاطع مدنی شهرستان سلماس است ، از ویژگی های این ساختمان عبارتند از ملکی به وسعت 500 متر نبش امام و مدنی این ساختمان با طبقه ی زیر زمین 6 طبقه است . از پائین شروع می کنم تا برسم بالا : 

- طبقه ی زیر زمین سالن مطالعه ای است حدودا به مساحت 150 متر و در انتهای سالن مطالعه اتاقی وجود دارد با 30 دستگاه کامپیوتر جهت استفاده علم آموزان مجتمع آموزشی

- طبقه ی همکف مغازه ای است جهت فروش کتاب و لوازم التحریر و هر آنچه یک محقق و دانش آموز بدان نیاز مند است.

- طبقه ی اول آموزشگاه محل برگزارری کلاس های کنکور و کلاس های تقویتی مدارس می باشد . تمامی کلاس ها دارای پروژکتور و کامپیوتر هستند ( مخصوص خواهران)

- طبقه ی دوم  آموزشگاه محل برگزارری کلاس های کنکور و کلاس های تقویتی مدارس می باشد . تمامی کلاس ها دارای پروژکتور و کامپیوتر هستند ( مخصوص برادران)

- طبقه ی سوم آموزشگاه مخصوص آموزش زبان های خارجی است . برای این طبقه ی برنامه ی ویژه داریم و مدیریت این طبقه مستق از بقیه طبقات است چرا که سیستم آموزشی که در این مجتمع برای آموزش زبان انگلیسی اتخاذ شده آخرین سیستم های به روز دنیاست با اساتید مدعو از دانشگاه های دنیا جهت ایجاد تحول در سیستم آموزشی شهر و معرفی الگوی جدیدی در زمینه ی آموزش است . از دیگر زبان هایی که در این مجتمع تدریس می شود زبان فرانسه ، آلمانی ، اسپانیولی ، عربی و ایتالیایی است . 

آخر هر ماه کنفرانسی در سالن اجتماعات برگزار می شود که سخنران کنفرانس یک نیتیو خواهد بود.

( طبقه ی سوم برای برادران و طبقه ی چهارم مخصوص خواهران زبان آموز)

- طبقه ی آخر آموزشگاه ، طبقه ای که من به شخصه عاشق آن هستم . طبقه ی آزمایشگاه ! بله طبقه ای که مختصص محققان و پژوهشگران است به منظور انجام تحقیقات و آزمایش ها . یک آزمایشگاه مختص شیمی ، آزمایشگاهی دیگر مخصوص زیست شناسی ، آزمایشگاهی مخصوص فیزیک و آزمایشگاهی برای محققان سازه ها و ربات ها .

لازم به ذکر است اساتید محترم دیگر مدارس و مراکز علمی هم می توانند با هماهنگی قبلی از آزمایشگاه ها استفاده کنند.

 

نکته ی مهمی که شایان ذکر است هزینه ی حداقلی کلاس ها می باشد . به نحوی که شهریه ی کلاس ها کمتر از هزینه ای خواهد بود که به مدارس دولتی پرداخت می شود.

           ************

 

طرح جامعی برای آموزشگاه همراه با همکاری آقای محرم کریمی ریخته ایم ، خدا بخواهد در آینده ای نزدیک طرحی نو ارائه خواهیم داد که انشاالله قدمی باشد برای تحول در سیستم آموزش و پرورش .

 

*******

نحوه ی گزینش و جذب اساتید بعدا منتشر خواهد شد . 

به منظور کسب اطمینان در مورد اساتید مجتمع می توانید به اساتید فعلی آموزشگاه فعلی مان( افق دانش) سر بزنید . سعی کرده ایم بهترین اساتید شهرستان را اینجا دور هم جمع کنیم.

 

************

از علاقه مندان به کار فرهنگی و  آموزشی هم دعوت به همکاری می شود .( اگر تمایل به همکاری دارید و یا می توانید کمک مالی ما باشید صمیمانه دستان شما را می فشاریم ).

************



برچسب‌ها: الله, آموزشگاه, مجتمع آموزشی, شهرستان سلماس, توحید محمدزاده
ای شاه پناهم بده
+ نویسنده توحید محمدزاده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 |

 

 
********
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان
دور مران از درو راهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان
دور مران از درو راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
 
 
*******


برچسب‌ها: الله, خدا, امام رضا, رضا
السلام علیک یا موسی بن الرضا
+ نویسنده توحید محمدزاده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 |



برچسب‌ها: الله, خدا, امام رضا, رضا
انتصاب دکتر امیر تیموری به معاونت سیاسی اجتماعی فرمانداری ماکو
+ نویسنده توحید محمدزاده در دوشنبه دهم شهریور 1393 |

خدمت به مردم در نظام اسلامي از بالاترين افتخارات است.

جناب آقای دکتر امیر تیموری انتصاب بجا و شایسته ی حضرتعالی را به معاونت سیاسی اجتماعی فرمانداری ماکو را تبریک می گوییم و از خداوند متعال موفقیت روز افزون برایتان آرزومندیم. 



برچسب‌ها: الله, خدا, امیر تیموری, معاونت سیاسی اجتماعی ماکو
قفس
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه هفتم شهریور 1393 |
Photo



برچسب‌ها: الله, قفس
ورقه ي امتحاني اينترچنج 1 دروس 13 و 14
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه هفتم شهریور 1393 |
 

ورقه ي امتحاني اينترچنج 1 دروس 13 و 14



ادامه مطلب

برچسب‌ها: الله, اينترچنج, آزمون, interchange
تو آن شهابي
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه هفتم شهریور 1393 |



برچسب‌ها: الله, خدا, عشق
رضا جان
+ نویسنده توحید محمدزاده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393 |
مشهد الرضا

یا امام رضا

دلم تنگ حرم است

دلم تنگ پاک شدن است

آخر ندیدی مگر آب جوب

آب جوب روانه در باغ گل

آب جوب در باغ شود گل

آیا شوم من گل در باغ رضا

یا امام رضا آب جوبم

مرا گل کن

یا امام رضا

کمتر از آنم مرا گل کن

یا امام رضا مرا دریاب

یا امام رضا همیشه تو بودی پناهم

یا امام رضا با تو بودم حاجت روا من

یا امام رضا دلم تنگ است

مرا بخوان 

یا امام رضا دلم تنگ است

مرا بنواز

دلم گاهی که پرواز می کند

حرم را از دور تماشا می کند

دلم که برای گفتن شرمندگی هایم خجالت میکشد

پیش رضا که می رود آرام می شود

یاد آن روزها بخیر

یاد شب تا به صبح با رضا بخیر

آیا شود بار دگر رضا مرا بخواند

آیا شود دوباره من گل شوم

امام رضا کمکم کن

امام رضا خدا را از من رضا کن.



برچسب‌ها: الله, شعر, امام رضا, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
می جویمت
+ نویسنده توحید محمدزاده در سه شنبه چهارم شهریور 1393 |

تهدیدم نکن
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه دوم شهریور 1393 |
من به دوستی با هیچ کس افتخار نمی کنم و از اینکه با شما دوستم زیاد هم خوشحال نیستم

شما به زیر آب زدنتان ادامه بدهید 

من کسی را دارم که جبران همه ی نداشته هایم هست

من خدایی را دارم که همیشه با من است

گرچه من بعضی وقتها با او نبودم

تهدیدهایی که میکنید

اعراب هایی که می کنید

من را نمی ترسانند

من نه از تو می ترسم

نه از آن فسیل جادوگر

من از خدایی می ترسم که نزدیک است به من

من از خدایی می ترسم که من را من کرده است

 

و تو ای حاجی که به گرینف بودنت افتخار می کنی 

من خودم آخرشم

اگر به ریش بود

باز من خودم آخرشم

ای کسانی که با ریش شدین پشت میزی

ای کسانی که تیشه زدین به ریشه ی اسلام

وای به حالتان

وای به حالتان خواهد شد روزی که او بیاید

 

یک جمله قشنگ
+ نویسنده توحید محمدزاده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 |
 

دکتر علی شریعتی

نه در حالتی بمان نه در جایی بمان همواره روحی مهاجر باش به سوی انجا که می توانی انسان باشی به سوی انجا که از انچه هستند و هستی فاصله بگیری این رسالت دائمی توست.



برچسب‌ها: الله, خدا, فلسفه, دکتر علی شریعتی
خدایا
+ نویسنده توحید محمدزاده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 |



برچسب‌ها: الله, خدا, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
شبی در حال مستی
+ نویسنده توحید محمدزاده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 |
شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم
                                          
                                            در آن شب من خداوندا عجایب کارها کردم

جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی

                                             ز خاک عالم کهنه، جهانی نو بنا کردم

کشیدم بر زمین از عرش، دنیا دار سابق را

                                            سخن واضح تر و بهتر بگویم، کودتا کردم

 

خدا را بنده ی خود کرده، خود گشتم خدای او

                                           خدایی با تسلط، هم به ارض و هم سما کردم

میان آب شستم،سهر به سهر،برنامه پیشین

                                           هر آن چیزی که بود اول، نابود و فنا کردم

نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم

                                           کشیدم پیش، نقد و نسیه بازی را رها کردم

نماز و روزه را تعطیل کردم، کعبه را بستم

                                           وثاق بندگی را از ریاکاری جدا کردم

امام و قطب و پیغمبر نکردم در جهان منصوب

                                           خدایی، بر زمین و بر زمان بی کدخدا کردم

نکردم خلق، ملا و فقید و زاهد و صوفی

                                           نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا کردم

شدم خود عهده دار پیشوایی همه عالم

                                           به تیپا، پیشوایان را به دور،از پیش پا کردم

بدون اسقف و پاپ و کشیش و مفتی اعظم

                                           خلایق را به امر حق شناسی آشنا کردم

نه آوردم  به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال

                                           نه کس را مفت خورو،هرزه و، لات و گدا کردم

نمودم خلق را آسوده از،شر ریاکاران

                                           به قدرت در جهان، خلع ید از اهل ریا کردم

ندادم فرصت مردم فریبی بر عباپوشان

                                          نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریا کردم

به جای مردم نادان نمودم خلق،گاو و خر

                                          میان خلق،آنان را پی خدمت رها کردم

مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

                                          نه شرطی درنماز و روزه و ذکر و دعا کردم

نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد

                                          به مشتی بندگان آبرومند اکتفا کردم

هرآنکس را که می دانستم از اول بود فاسد

                                          نکردم خلق و، عالم را بری از هر جفا کردم

به جای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک

                                          قلوب مردمان را مرکز مهر و وفا کردم

سری داشت، کو بر سر فکر استثمار، کوبیدم

                                         دگر قانون استثمار را، زیر پا کردم

رجال خائن و مزدور را،در آتش افکندم

                                         سپس خاکستر اجسادشان را برهوا کردم

نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مکنت

                                         نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا کردم

نه یک بی آبرویی را هزاران گنج بخشیدم

                                         نه بر یک آبرومندی،دو صد ظلم و جفا کردم

نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری

                                         گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم

به جای آنکه مردم را گذارم در غم و ذلت

                                         گره از کارهای مردم غم دیده وا کردم

به جای آنکه بخشم خلق را،امراض گوناگون

                                          به الطاف خدایی،درد مردم را دوا کردم

 جهانی ساختم بر عدل و داد و خالی از تبعیض

                                          تمام بندگان خویش را،از خود رضا کردم

نگویندم که تاریکی به کفشت هست،از اول

                                          نکردم خلق شیطان را،عجب کاری به جا کردم

چو میدانستم از اول که در آخر چه خواهد شد

                                          نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم

نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

                                          خلاصه هرچه کردم خدمت و مهر و صفا کردم

زمن سر زد هزاران کار دیگر تا سحر لیکن

                                          چو از خود،بی خودم بودم،ندانستم چه ها کردم

سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار

                                          خدایا در پناه می، جسارت بر خدا کردم

شدم بار دگر، یک بنده، در درگاه او گفتم

                                         خداوندا نفهمیدم، نفهمیدم خطا کردم ...

عاشق
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 |

دلتنگی نه این است که می نویسم

دلتنگی نه این است که می توانم بنویسم

دلتنگی نه آن است که نمی نویسم

دلتنگی نه آن است که نمی توانم بنویسم

دلتنگی حق من نیست

نوشتن حق من نیست

دلتنگی حق عاشقاست

نوشتن حق عاشقاست

عاشقی که سالها منتظر بوده

عاشقی که سالها منتظر یک پلاک بود

عاشقی که صبر را معنی کرد

عاشقی که منتظر یک پلاکه

عاشقی که عاشق شهیده

عاشقی که مزار شهدا را سجده گاه خود میکند

عاشقی که با شنیدن خبر یک مفقود الاثر بی خود میشود

عاشقی که رنج سفر می کشد تا کربلا

عاشقی که کربلایش شلمچه ست

عاشقی که عشقش شهیده

 

 



برچسب‌ها: الله, شعر, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
همیشه ابرها میبارند
+ نویسنده توحید محمدزاده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 |
همیشه ابرها میبارند
 
 ولی انسان ها ستاره ها را دوست دارند؛
 
چه موجودات عجیبی ؟
 
این همه گریه را به چشمکی می فروشند. 
 
     

 

 


برچسب‌ها: الله, polisara
چقدر زندگي كرده اي؟
+ نویسنده توحید محمدزاده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 |



برچسب‌ها: الله, الهي قمشه اي
ماه من
+ نویسنده توحید محمدزاده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 |
دیشب روز تولدم بود

امشب ماهم کامله

امشب شبم پر از ستاره ست

امشب ماه مرا بی واسطه می نگرد

امشب ماه در من خیره می شود

امشب من خوشبخت ترینم

امشب طرف راستم ماهی است به بزرگی آسمان

امشب ستاره ام درخشان است

امشب همه مرا می خواند

امشب من تنها خوشبخت زمینم

امشب ماه من کامل است

ماه من 

این همانی ست که همه آرزویش را دارند

این شب آرام من است

این حیاط خلوت من است

اینجا کسی مزاحم من نیست

اینجا منم و ماهم

کاش هر شب مثل امشب باشد

کاش ماهم همیشه اینقدر بزرگ باشد

کاش ماه همیشه اینقدر پر نور باشد

دلم چقدر آرام است

انگار خوابم تعبیر شده است

خدا گناهانم را بخشیده

به قول یکی از دوستام

خدا مرا در آغوش گرفته

احساس خوبی دارم

حیف که فرصت تموم شد

بعدا خواهم نوشت



برچسب‌ها: الله, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
هر روزی که نباشی دلم فسرده ست
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 |
فرصت نوشتن از دلتنگی ندارم

اما آرزوی دیدار تو را- چرا

آدم عجولی نیستم

اما مشتاق دیدار تو چرا

آرام هستم

اما موقع تماشای تو  -چرا

صبور هستم

اما انتظار دیدار تو - چرا

کم حرف هستم

اما موقع حرف زدن با تو - چرا 

ژولیده نیست

اما تو که دیر می کنی - چرا

آرزو های بلند ندارم

اما آرزوی تو را - چرا

فرصت تماشایت را ندارم

اما آرزوی دیدارت را - چرا

اذان میگوید

اما دلم تو را می خواند - چرا

وقت نماز است

در دعایم می آیی -چرا

در قنوتم میایی

می دانم چرا

باید بروم

نشسته ام چرا

 



برچسب‌ها: الله, شعر, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
دلم تنگ است
+ نویسنده توحید محمدزاده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 |

 

دلم تنگ است

فرصت  گفتن همین را داشتم.

 



برچسب‌ها: الله, توحید محمدزاده, tohid mohammadzadeh
چیش خوبه؟
+ نویسنده توحید محمدزاده در شنبه هجدهم مرداد 1393 |

 

اونقدرا هم خوب نیست.

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...