X
تبلیغات
Literature
critiquing statistical studies

(structure of a research paper)

 TITLE of the paper , it is obligation to have this item and includes these 3 items

            author's names

              AFFILIATION: where the research is based

contact details

ABSTRACT: a summary of the full paper : it should be one paragraph and 100 to 300 words and should contain fallowing items

research question or aims

participants

material:interviews or questionnaire or instruments

procedure:what and how you did on paper

results and analysis

IMPLICATION : possible meaning or findings of paper

KEY WORDS / index terms

INRTODUCTION

background of topic

literature review or studies that have been done before you

research question or research hypothesis or research aims

METHOD: participants , material , instruments , procedure , analysis

RESULTS/ FINDINGS

DISCUSSIN + CONCLUSION

also limitations will come in this part + new questions may will be found they will be proposed or suggested here for future researches

REFRENCES: APA

APPENDIX

examples of material which you have used in your paper.


برچسب‌ها: structure of a research paper , criticquing statistical studies , james dean brown , روش تحقیق

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 9:56 | نویسنده : توحید محمدزاده |
میگوید چرا مینویسم

میگوید به خودم گفتی کافیست

میگوید مگر همه باید بدانند؟

میگوید چرا اصلا این طور شد؟

.

میگویم میدانی؟

میگویم میدانی؟

میگویم دل در پی تو دارم

میگویم زخمم درمان ندارد

.

میگوید مثل شهریار میشوی

میگوید من هم میخواهم بمانیم

میگوید ماندن سخت است

میگوید خواستگار هم دارم

.

میگویم شهریار بوده ام

میگویم شعر ندارم

میگویم تو مگر ماندی؟

میگویم برو به سلامت

.

میگوید آخر شهریور

میگوید هنوز زود است

میگوید نباید ببینی ام

میگوید دورتر بهتر

.

میگویم شهریور دیر است

میگویم الان هم دیر است

میگویم بی تو میمیرم

میگویم دلم مال توست

.

میگوید شغلت چه؟

میگوید خانه ات کجا؟

میگوید این را هم بلد نیستم

میگوید هر چه من بگویم

.

میگویم معلمم

میگویم پیش بابام

میگویم آشپزی خیلی مهم است

میگویم هر چه تو بگی

.

میگوید دعا کن نرم

میگوید با تو خوشم

میگوید زوده هنوز

میگوید خرج دارد

.

میگویم مگر میدانی صلاح چیست؟

میگویم بی تو میمیرم

میگویم، زود ؟

میگویم خدا بزرگه

.

میگوید باید...

میگوید حتما ....

میگوید ......

می گوید......

.

میگویم با عشق ممکن است

میگویم همینه

میگویم باشد

میگویم چشم.


برچسب‌ها: چیزی نیست

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 9:25 | نویسنده : توحید محمدزاده |
هر از گاهی قلمم را برمیدارم برای از تو توشتن

میخواهم از دلتنگی و اوج دوست داشتنم بنویسم

قلم مینویسد اما نمی داند چه

قلم بر زمین مینهم

او که نمیبیند

او که نمی خواند

منی که خواستم او باشد و هیچ نباشد

او نیست همه هست

یازده و سی و هفت دقیقه هنوز برایم ساعت عشق است

ساعت عشق که چه عرض کنم

ساعتی که دوباره زنده شدم

ساعتی که وضو ساختم

ساعتی که دوباره قلبم به کار افتاد

اما حیف!

خوشی دلم کوتاه بود

چند روزی زندگی کردم

عشق مرا فرا گرفته بود

عشقی که دوباره من، زندگی کردم

اما دیری نپائید

زود گذشت

او گفت نمی خواهم این را

او آنرا میخواست که من نداشتم

من داشتم ها نمی خواستمش

خواست من یک چیز دیگری است

من زندگی می خواستم

آری خلاصه نشد که بشه

قطع شد و آنجا ماند

و من منتظر

منتظر عشق

با آن چیزی که در دل داشتم

با عشقی که تمام روح و قسمتی از مغزم را اشغال کرده بود

اما او سر به هوا رفت

یعنی رفت

گفت میرم

.

.

.

.

.

مدتی گذشت

او خواست بیاید

آمد

دلم را شاد کرد

ولی نه آنگونه که من خواسته بودم

دیگر عشقی از طرف من نبود

خواستم برود

نرفت

گفت میمانم هر چه تو بخوای

گفتم باشه

نمی دانم چرا گفتم باشه

با آنکه دلم راضی نبود

دلم در پی عشق بود

عشقی که دیگر نداشتم

یک ساعت به همین حال گذشت

گفتمکه نمیشود

من ابدی می خواهم نه موقت

هست

ولی نباید باشد

هست

دیگر نمی خواهم

آنی را میخواهم که یازده و سی و هفت دقیقه زنده ام کرد

آنی که زنده ام کرد

آنی که باید می بود

الان نیست

چه کنم؟

میخواستم او باشد،نشد

من دیگر نمی خواهم باشد

خواسته ام چیز دیگری بود


برچسب‌ها: ادبیات , شعر , نو , خودم

تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 18:7 | نویسنده : توحید محمدزاده |
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیختوه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یارطالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحروه که با خرمن مجنون دل‌افگار چه کرد
ساقیا! جام مِی‌ام ده؛ که نگارنده غیبنیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره میناییکس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوختیار دیرینه ببینید که با یار چه کرد


تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 | 14:23 | نویسنده : توحید محمدزاده |
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند / گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه جانت شکست / آن عزیزت عهد و پیمانت شکست

 دیدی ای دل حرف من بیجا نبود / از برای عشق او اینجا نبود

از برای عشق او اینجا نبود / از برای عشق او اینجا نبود

بهار عمر را دیدی چه شد / زندگی را هیچ فهمیدی چه شد

ای دل اینجا باید از خود گم شوی / عاقبت همرنگ این مردم شوی


برچسب‌ها: دل

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 | 14:17 | نویسنده : توحید محمدزاده |
اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
 دوستانی بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
 من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
 دشت سجاده من
 من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
 در نمازم جریان دارد ماه
جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
 همه ذرات نمازم متبلور شده است
 من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
 من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
 کعبه ام بر لب آب
 کعبه ام زیر اقاقی هاست
 کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
 اهل کاشانم
 پیشه ام نقاشی است
 گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
 دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی ... می دانم
پرده ام بی جان است
 خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
 اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خاک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
 پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
 پدرم پشت زمانها مرده است
 پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
 مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
 پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه می خواهی ؟
 من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می
ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آیینه بود
 باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
 آب بی فلسفه می خوردم
 توت
بی دانش می چیدم
 تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید
 شوق می آمد دست در گردن حس می انداخت
فکر بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید یک چنار پر سار
زندگی
در آن وقت صفی از نور و عروسک بود
 یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها
 بار خود را بستم رفتم از شهر خیالات سبک بیرون دلم از غربت سنجاقک پر
 من به مهمانی دنیا رفتم
من به دشت اندوه
من به
باغ عرفان
 من به ایوان چراغانی دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
 تا ته کوچه شک
 تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم
 من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق
 رفتم ‚ رفتم تا زن
 تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی
 چیزها دیدم در روی زمین
 کودکی دیدم ماه را بو می کرد
 قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد
 نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
 من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود
 من گدایی دیدم
در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
 کاغذی دیدم از جنس بهار
 موزه ای دیدم دور از سبزه
 مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
 من قطاری دیدم روشنایی می برد
 من قطاری دیدم
فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
 من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
 و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
 خاک از شیشه آن پیدا بود
کاکل پوپک
 خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از
کوچه تنهایی
 خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می آید
و بلوغ خورشید
 و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادراک ریاضی حیات
 پله هایی که به
بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
 مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره شط می شست
 شهر پیدا بود
 رویش هندسی سیمان ‚ آهن ‚ سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس
 گل فروشی گلهایش را می کرد حراج
در میان دو درخت گل یاس شاعری تابی می بست
 پسری سنگ به دیوار دبستان میزد
 کودکی هسته زردآلو را روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد
و بزی از خزر نقشه جغرافی آب می خورد
بنددرختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
 مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود
موج پیدا بود
برف پیدابود دوستی پیدا بود
 کلمه پیدا بود
 آب پیدا بود عکس اشیا در آب
 سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
 سمت مرطوب حیات
 شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
 دست تابستان یک بادبزن پیدا بود
سفره دانه به گل
سفر پیچک این خانه به آن خانه
سفر ماه به حوض
فوران گل حسرت از خاک
ریزش تاک جوان ازدیوار
 بارش شبنم روی پل خواب
پرش شادی از خندق مرگ
 گذر حادثه از پشت کلام
جنگ یک روزنه با خواهش نور
 جنگ یک پله با پای بلند خورشید
جنگ تنهایی
بایک آواز
جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل
جنگ خونین انار و دندان
 جنگ نازی ها با ساقه ناز
جنگ طوطی و فصاحت با هم
 جنگ پیشانی با سردی مهر
حمله کاشی مسجد به سجود
حمله باد به معراج حباب صابون
حمله لشکر پروانه به برنامه دفع آفات
 حمله دسته
سنجاقک به صف کارگر لوله کشی
حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی
حمله واژه به فک شاعر
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام
فتح یک شهربه دست سه چهار اسب سوار چوبی
 فتح یک عید به دست دو عروسک یک توپ
 قتل یک جغجغه روی
تشک بعد از ظهر
قتل یک قصه سر کوچه خواب
قتل یک غصه به دستور سرود
قتل مهتاب به فرمان نئون
قتل یک بید به دست دولت
قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ
همه ی روی زمین پیدا بود
نظم در کوچه یونان می رفت
 جغد در باغ معلق می خواند
 باد در گردنه خیبر بافه ای
از خس تاریخ به خاور می راند
روی دریاچه آرام نگین قایقی گل می برد
در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
مردمان را دیدم
 شهر ها را دیدم
دشت ها را کوهها را دیدم
 آب را دیدم خاک رادیدم
 نور و ظلمت را دیدم
 و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت
دیدم
 جانور را در نور ‚ جانور را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است
 من با تاب من با تب
 خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من دراین خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم
من صدای نفس
باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی می ریزد
و صدای سرفه روشنی از پشت درخت
 عطسه آب از هر رخنه ی سنگ
 چک چک چلچله از سقف بهار
 و صدای صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهایی
و صدای پاک ‚ پوست انداختن مبهم عشق
 متراکم شدن ذوق پریدن در بال
و
ترک خوردن خودداری روح
 من صدای قدم خواهش را می شونم
 و صدای پای قانونی خون را در رگ
ضربان سحر چاه کبوترها
تپش قلب شب آدینه
جریان گل میخک در فکر
شیهه پاک حقیقت از دور
 من صدای وزش ماده را می شنوم
 و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
 و صدای
باران را روی پلک تر عشق
روی موسیقی غمناک بلوغ
روی اواز انارستان ها
و صدای متلاشی شدن شیشه شادی در شب
 پاره پاره شدن کاغذ زیبایی
 پر و خالی شدن کاسه غربت از باد
 من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
 آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
 روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
 روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
 روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
 من ندیدم بیدی سایه اش را
بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
 هر کجا برگی هست شور من می شکفد
بوته خشخاشی شست و شو داده مرا در سیلان بودن
مثل بال حشره وزن سحر را میدانم
 مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
 مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک
میکده در مرز کسالت هستم
 مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
 تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه
 من به یک آینه یک بستگی پاک قناعت دارم
 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و
نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
 سار کی می آید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
 مرگ در ساقه خواهش
 و تمشک لذت زیر دندان هم
آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
 زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی
تجربه شب پره در تاریکی است
 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
 زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور آینه است
 زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه
اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود
باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز
نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
 گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره
ذایقه را باز کنیم
 و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
 و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
 و بیاریم سبد
 ببریم این همه سرخ این همه سبز
صبح ها نان و پنیرک بخوریم
 و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم
سکوت
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید
 و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
 و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
 و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه
می خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
 و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد
 و بدانیم که پیش از مرجان خلایی بود در اندیشه دریا ها
و نپرسیم کجاییم
 بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
 و
نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است
 و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند
 پشت سرنیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی آید
 پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است
 پشت سر خستگی تاریخ است
 پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد
لب دریا برویم
 تور در آب بیندازیم
 وبگیریم طراوت را از آب
 ریگی از روی زمین برداریم
 وزن بودن را احساس کنیم
 بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می آید پایین
می رسد دست به سقف
ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
 گاه زخمی که به پا داشته ام
 زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
 مرگ پایان کبوترنیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
 مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می آید به دهان
مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند
مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
 مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
 ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
 بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند
بگذاریم
غریزه پی بازی برود
 کفش ها رابکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
 چیز بنویسد
 به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
 که در
افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
 دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
 صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم
 هیجان ها را پرواز دهیم
 روی ادراک  ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
 نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
 که میان گل نیلوفر و قرن
پی
آواز حقیقت بدویم
کاشان | قریه چنار | تابستان 1343

برچسب‌ها: شعر , ادبیات , ادبیات فارسی

تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 15:38 | نویسنده : توحید محمدزاده |

آموزشگاه زبان های خارجی گلدیس برای اینکه بتواند جواب گوی سلایق مختلف زبان آموزان برای انتخاب موضوعات جلسات مکالمه باشد ، از زبان آموزان محترم تقاضا میکند که موضوعات مورد علاقه ی خود را با آموزشگاه در میان بگذارند.

شماره تلفن ارسال پیامک : 09354881810

در ضمن جلسه ی مکالمه بعدی روز جمعه به تاریخ 93/1/22 برگزار خواهد شد.


برچسب‌ها: آموزشگاه , شعبه 2 , طرح مطالعاتی , مکالمه

تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 13:8 | نویسنده : توحید محمدزاده |

In the name of most high Allah

Sometimes I think I love you

Sometimes I think I must love you

Sometimes I don’t know how I should love you

Sometimes I don’t know why I should love you

Sometimes I get lost in sometime

But

Most times the only thing that I know is that I just love you


برچسب‌ها: love

تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 16:45 | نویسنده : توحید محمدزاده |
آموزشگاه زبان های خارجی گلدیس به منظور برنامه ریزی و مدیریت علمی آموزشگاه اقدام به تشکیل گروهی علمی و مطالعاتی متشکل از اساتید، فارغ التحصیلان و زبان آموزان آموزشگاه  می باشد کرده است .

اهداف اولیه تشکیل گروه عبارتند از : چاپ نشریه و مقالات علمی زبان آموزان ، چاپ کتاب ، برگزاری کلاس های تقویتی و کلاس های مکالمه ، شرکت در جلسات مکالمه دیگر آموزشگاه ها بصورت گروهی .

فارغ التحصیلان عزیز جهت عضویت و شرکت در جلسات گروه میتوانند به آقای محمدزاده مراجعه کنند .

زمان برگزاری جلسات با هماهنگی اعضای گروه انتخاب میشود و در پانل اعلانات شعبه 2 ( روبروی بانک ملی مرکزی) اعلام می شود.


برچسب‌ها: آموزشگاه , شعبه 2 , طرح مطالعاتی

تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 20:44 | نویسنده : توحید محمدزاده |

Brainstorming before Speaking Tasks


Brainstorming is an activity used to generate ideas in small groups. The purpose is to generate as many ideas as possible within a specified time-period. These ideas are not evaluated until the end and a wide range of ideas is often produced. Each idea produced does not need to be usable. Instead, initial ideas can be viewed as a starting point for more workable ideas. The principle of brainstorming is that you need lots of ideas to get good ideas.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}

Brainstorming Encourages Better Learning


   Some learners are more successful than others. In order to find out why, Rubin and Thompson (1984:114, Rubin 1975) studied the characteristics of good learners. Four of these characteristics are discussed below. These may explain why brainstorming is a useful tool in our classrooms.


Good Learners Organize Information About Language


   Good learners try to organize their knowledge. As teachers, we can try to facilitate this organization by using suitable warm-up activities. A warm-up activity can remind our students of existing knowledge. At the same time, it can direct their minds towards ideas that they will meet in the main activity. In this way, it provides a link between new and existing knowledge.


       However, each learner has a different store of existing knowledge organized in a unique way. A textbook or teacher presentation can never use this knowledge to its best potential. In many warm-up activities, the teacher and students can be frustrated because the organization of language in the warm-up activity is different from the organization in the learners' minds. This mismatch is a block to good learning. Brainstorming invites the learners to organize existing knowledge in their own minds. Many learners have a large passive vocabulary which does not translate directly into productive capabilities in the classroom. Brainstorming can help to activate this. It works to mobilize the resources of the student by creating a series of connecting ideas. This leads to an organization of language. The links which appear on paper created in word mapping are visible evidence of this organization. At this point the learners will be better oriented to the topic and better motivated to fill the gaps in their knowledge.


Good Learners Find Their Own Way and Take Charge of Their Own Learning


       Students who do not take charge of their own learning are unable to take full advantage of learning opportunities. This is a problem that faces many Asian students who are generally more reserved than western students (Tsui , 1996). Many teachers find that lack of self-initiative is usually more of a problem than lack of ability in conversation classes. Brainstorming can help learners to take charge. Learners begin examining their existing resources and identifying gaps in their knowledge. The free association nature allows learners to become involved in the selection of language used in the speaking task.


Good Learners Make Intelligent Guesses


The good learner makes intelligent guesses, but the language classroom often works against this. Because of nervousness in a foreign language or fear of teacher correction, many students are afraid of using language unless they are sure that it is totally correct (Lucus 1984). This stops them making intelligent guesses and slows down learning.


Brainstorming can help students to learn to take risks. McCoy (1976) makes a strong argument in favor of learning problem-solving skills in order to reduce anxiety. There are no 'right' or 'wrong' answers in brainstorming and no danger of teacher correction. By carrying out a simple brainstorming warm-up, students can obtain a sense of competence and feel more confident in making intelligent guesses.


Good Learners Use Contextual Cues to Help Them in Comprehension


The good learner uses the context of language to help in comprehension but the foreign language classroom can often seem artificial. Brainstorming allows the students to create a context for the subsequent speaking task. Relevant existing knowledge (content schema) can be called up from memory and can provide a context which supports comprehension and production in the subsequent speaking task.


As discussed in this section, brainstorming can help our students to become better learners, but equally importantly, students will benefit just by working in groups. They will learn language from each other and by interacting together they will become better communicators.



تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393 | 16:58 | نویسنده : توحید محمدزاده |

فقط انسان میتونه قصه بگه


برچسب‌ها: قصه گو

تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393 | 12:12 | نویسنده : توحید محمدزاده |

بعضی وقتها یک روز واقعا 24 ساعت نیست.



تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393 | 12:12 | نویسنده : توحید محمدزاده |
درد تاريکيست درد خواستن
رفتن و بيهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سيه دل سينه ها
سينه آلودن به چرک کينه ها
در نوازش ، نيش ماران يافتن...
زهر در لبخند ياران يافتن
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنه ي بازارها

"فروغ فرخزاد"

برچسب‌ها: ادبیات , ادبیات فارسی , فروغ فرخ زاد

تاريخ : جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 9:24 | نویسنده : توحید محمدزاده |
کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را...
می خوابانی
آه وقتی که تو چشمانت
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می کند ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطانی خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
^فریدون مشیری"

برچسب‌ها: شعر , ادببیات فارسی , ادبیات

تاريخ : جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 9:22 | نویسنده : توحید محمدزاده |

" در هنگامه تنهايي كه از همه سو مورد هجوم قرار گرفته‌اي و تاوان گناه ناكرده را بايد هم به دوست و هم به دشمن بپردازي، «زيستن» دشوار است. اما «او» هست. او جانشين همه نداشتن هاست و كس بي كسان است و نبايد از «تنهايي» ترسيد، چون خدايان هم تنهايند! "

از يادداشت نصرا... قادري



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 10:26 | نویسنده : توحید محمدزاده |

Islamic politics:

In the Islam politic with honesty mixed. Sayed Hasan Modares to make remarks our politic like our honesty. The Islam s prophet in wars Islam with unbelievers use the different politic. For example: he to be fit very vacant awnings or he recommendation the old mans to always in the war the bearded them become reddish. This is a politic in Islam. But the politics United States with politics Islam doesn’t conformity.

The western politics with Islamic politic target is victory in the war. But the politic target is destroyed. Belief one people and destroy that country government and possession that country favour.one of the country has politic like this is United States. Admitted are this country in the politics imposed war and economy sactionand globalization and the USA to enter this 3 admit in Iran.

The USA with Iraq is attacked in Iran after that victory revolution in the 1359 year. This war it took 8 years. But in the 1367 executed one the peace pact Iran and Iraq and war finished.  The target in this war destroy our countries favour and to select Khozestan from Iran in fact Iran is victorious in this war.

The USA country after that imposed war. The threated to our country Iran to economy sanction.

But the Iran’s people are resistanced.

Globalization:

Beside the economy saction there was a globalization the united stats with to enter unsuitable films and broadcast addictive drug in over the iran trying to non. Existent our youngs. But we people with this politics are to persevevercing. We country is iran. The country is the brackishs gravels is gods army.


برچسب‌ها: مقاله ی معصومه برنجی , نوشته های زبان آموزان , Article

تاريخ : شنبه دهم اسفند 1392 | 17:12 | نویسنده : توحید محمدزاده |

love is not always a happy experience.Nor do people who love each other always treat each other gently. We are all familiar with stories where two lovers are kept apart by outside forces _ sometimes by their families, sometimes by the customs of their society

opening of the book " Wuthering heights" by Emily Bronte


برچسب‌ها: love , story

تاريخ : جمعه نهم اسفند 1392 | 15:54 | نویسنده : توحید محمدزاده |
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد ...
دخترک خودش را جم و جور کرد سرش رو پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و صدای لرزان گفت :بله خانوم
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش میزد ،تو چشمان سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترتو سیاه و پاره نکن ؟ها؟
فردا مادرتو بیار مدرسه ...
دخترک با زحمت بغضشو قورت داد و گفت :خانوم... مادرم ... مادرم مریضه
اما بابام گفته که اخر ماه بهش حقوق میدن
اونوقت میشه مامانمو بستری کنیم که دیگه ار گلوش خون نیاد ...
اونوقت میشه برای خواهرم شیرخشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه
اونوقت .... اونوقت اگه پولی موند برای منم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم و پاک نکنم و توش بنویسم
اونوقت قول میدم مشقامو تمیز بنویسم ...


تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 18:0 | نویسنده : توحید محمدزاده |
چه رویاها که پاره شد!
و چه نزدیک ها که دور نرفت!
و من بر رشته صدایی ره سپردم
که پایانش در تو بود
...
آمدم تا ترا بویم،
و تو زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی
به پاس این همه راهی که آمدم

دیار من آن سوی بیابان هاست
یادگارش در آغاز سفر همراهم بود

هنگامی که چشمش بر نخستین پرده بنفش نیمروز افتاد
از وحشت غبار شد
و من تنها شدم
چشمک افق ها چه فریب ها که به نگاهم نیاویخت!
و انگشت شهاب ها چه بیراهه ها که نشانم نداد!

آمدم تا ترا بویم،
و تو: گیاه تلخ افسونی!
به پاس این همه راهی که آمدم
زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی،
به پاس این همه راهی که آمدم...

هشت كتاب - دفتر زندگى خوابها - شعر پاداش

برچسب‌ها: شعر , ادبیات , ادبیات فارسی , سهراب سپهری

تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 18:2 | نویسنده : توحید محمدزاده |

-توزیباترین آرزوی منی


 شب غریب و خسته است
ازاین همه خلوتی که ماه با خودش دارد
وگریه شیرینی که دلی پراز درد دارد رانمی شنود
وچشمهایی که بوی خواب ابدیت فرهاد را میدهد
سرت را روی شانه ام بگذار،گاهی زمستانها...
بهانه ایست،تابارش موسیقی ترین باران ها شنیده شود
آنقدرزود بزرگ شده ایم که یادمان میرود
 بچگی هایی که رفتند و دیگر باز نمیگردند
هرگز حتی یک سطر،تنهایک سطر ازخاطرات
باتوبودنها تکرار نمیشوند
اشکهایم شروع تمام بارانهایی است که
یاد با فرهادبودن به خانه ام می آورد
راستی؟تودیگرخسته نشده ای؟
از این همه گریه های بی صدا؟
ازاین همه نقطه هایی که باید پشت سر هم چیده شوند؟
ای زیباترین آرزوی من!!!؟

شعر از زهرا پورپناه


برچسب‌ها: مطالب زبان اموزان , شعر , ادبیات فارسی

تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 16:20 | نویسنده : توحید محمدزاده |


 Dear Beloved,

Please accept my sincere apologizes if my email does not meet your business or personal ethics.I know you may not know whom i am , Let the spirit of Allah/God in you

bless you  as you read this letter. I am Mrs.Rose Shumejda, I am 65 years old, a widow to late Mr.John Shumejda who was the President of agricultural equipment giant

AGCO Corp, who perished on the 4th of January 2002 in a plane crash in Birmingham. Please View the Website below:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/england/1742404.stm
http://edition.cnn.com/2002/WORLD/europe/01/04/england.plane/

After going through some files of my late husband, I discovered a Deposit Certificate of ($5 Million Dollars) (Five Million Dollars) with a Bank  in United Kingdom.

But due to my sickness, I have not been able to claim this fund from the Bank, as I have been in the hospital in Liver Pool and my sickness continue getting worst. I

am suffering from a protracted cancer of the lungs which has affected my brain. From all indication my condition is really deteriorating and my doctors have

courageously advised me that I may not live beyond the next Six months, this is because the cancer stage has reached a critical stage.

Prime Minister Gordon Brown said that some of the money held in dormant accounts would be used to fund youth and community projects.


I know scams are on the Internet and it is difficult to trust but I do not know why the Holy One still approved me to email you about this out of few email addresses I

have, yours was the only one that was approved for me to contact.

Presently, I'm with my laptop in the hospital where I have been undergoing treatment in Liver Pool. Please! Please!! Your help is needed to avoid this money been

diverted to the British Government as unclaimed fund/dormant account.Imagine somebody who have no child, I have nobody taking care of me here in the Hospital, and the

money I have now has been paid to the hospital to take care of me till i meet with God our Allah.

If you will be so kind to be of help, I will be very glad. Upon the successful claim/transfer of the fund in your account as the next of Kin, 40% of the total fund

will be taking as your own share, 40% goes to the Orphanage homes,while the remaining 20% will be transfer to my account here in Liver pool for my treatment.

May the Good Lord our Allah give you the Grace and wisdom to faithfully use this Donation to the glory of heavenly places. I seriously need your spiritual support as I

will be undertaking periodic medical treatment and may be subjected to a major operation.

Please in your response, send me the following information to enable me validate you as the legal beneficiary of this funds :

Your assistant will be highly appreciated.

Thanks And God Bless,
Your Sincerely
Mrs.Rose Shumejda.


برچسب‌ها: letter writing

تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 15:34 | نویسنده : توحید محمدزاده |

different types of variables

a- dependent variable: it determines what effect the other types of variables may have on it. It is variable of focus or central variable, on which variables will act if there is any relation  

b-independent variables are variables selected by researcher to determine their effect on or relationship with dependent variable

c-moderator

d-control


برچسب‌ها: variable , روش تحقیق

تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 14:43 | نویسنده : توحید محمدزاده |

منابع صرفا" پیشنهادی می باشد

Testing

 

Language testing in practice                                   Bachman and Palmer  

Language Testing                                                    McNamara

Language testing                                                     Baker

Principles of Language Testing                              Bachman

 

Language Assessment                                            Brown 

Dictionary of Language Testing                                Mousavi

Language testing                                                  J.D. Brown

25 Years of living with applied linguistics                    Farhadi

Testing for Language Teachers                                Hughes

 

 

 

Teaching

 

Psychology for language teachers                     Williams& Burden                                   

Principles of Language Teaching & Learning        Brown

The Study of SLA                                           Ellis

Instructed SLA                                               Ellis

SLA                                                              Ellis

Task Based Language Teaching & Learning          Ellis

Teaching by Principle                                       Brown

Approaches and Methods in SL teaching             Mirhassani

Approaches and Methods                                 Richards & Rogers 

 

  Linguistics

 

Universal Grammar                                                   Cook & Newson

Syntax                                                                       Radford 

Discourse Analysis                                                 Brown& Yule

 

Research

Understanding research in second language learning         Brown

Research on second language acquisition                       Mckey  &Gass

Second language research methods                             Seliger& Shohamy

Research in Applied Linguistics                                     Sociolinguistics


برچسب‌ها: زبان انگلیسی , آزمون , دکتری , منابع , آموزش زبان

تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 14:19 | نویسنده : توحید محمدزاده |
رمانی که در حال حاضر مشغول به مطالعه اش هستم.

pride and prejudice by Jane Austen

غرور و تعصب

این هم لینک دانلودش:

http://s1.picofile.com/file/7462806662/Gorur_o_Tasob_www_irebooks_com_www_ircdvd_com_.zip.html


برچسب‌ها: ادبیات , ادبیات انگلیسی

تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 11:39 | نویسنده : توحید محمدزاده |
عرض سلام خدمت زبان آموزان عزیز


آموزشگاه زبان های خارجی گلدیس جهت رفاه حال زبان آموزان عزیز و اولیای گرامی و به منظور گسترش فرهنگ و آموزش زبان انگلیسی اقدام به تاسیس شعبه دو کرده است ،  لازم به ذکر است که شعبه دو گلدیس ویژه خواهران می باشد .

آدرس شعبه یک گلدیس: روبروی فرمانداری جنب پاساژ مادر - 5232757

آدرس شعبه دو گلدیس : روبروی بانک ملی مرکزی طبقه فوقانی آژانس هوایی صدر - 5253224

 


برچسب‌ها: گلدیس

تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 10:16 | نویسنده : توحید محمدزاده |

do an action plus your duty

move on step forth from everywhere you are standing



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 16:38 | نویسنده : توحید محمدزاده |

scores are not an ability but a reflection of the ability

 


برچسب‌ها: James Dean Brown , score , ability , English

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 11:9 | نویسنده : توحید محمدزاده |

a few variables that typically vary among individuals are sex,nationality,first language background ,intelligence and language ablity

 


برچسب‌ها: unit 2 , variables , James Dean Brown

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 11:4 | نویسنده : توحید محمدزاده |
زیباترین قسم سهراب سپهری:

نه تو میمانی و نه اندوه و نه م این آبادی .....

به حباب نگران لب یک رود قسم، و کوتاهی آن لحظه شادی ....

غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند ، به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز.


برچسب‌ها: سهراب سپهری , شعر , ادبیات , ادبیات فارسی

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 10:15 | نویسنده : توحید محمدزاده |


Understanding research in second language learning by J.J.Brown



what is research: a systematic activity or process which begins with a question or problem and ends with an answer to that question

(there is no guarantee that the problem will be solved)


In research we search about something new not searching again(re+search

the research is not for my benefit but for my class or my team or society

our own experience cannot be a research -personal experience-but can be starting a research


generalizing about research if sampling is random yes we can generalize our result 


برچسب‌ها: روش تحقیق , دکتر صادقی

تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 12:56 | نویسنده : توحید محمدزاده |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.